سلطان محمد مطربي سمرقندي
695
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نقطهء دوم در ذكر شعرايى كه مؤلف ايشان را ديده ، ملازمت ننموده [ است ] . [ 306 ] [ خرّمى بخارايى ] [ زندهء 1006 ق / 1597 م ] خرّمى بخارى ، فضيلت تام و اهليّت ما لا كلام داشته و اشعار را نيز ، به غايت خوب مىگفت . طبع دقيق داشت و در همهء اصناف شعر دقت مىكرد . تحصيل اعمال معمّايى نموده بود ، در اين فنّ اظهار قدرت مىكرد و شرحى در صورت نظم بر رسالهء امير حسين ، نوشته بود كه مطبوع طباع مىنمود و در فنّ شعر نيز ، تصنيفات داشت و عروض و قوافى را نيكو مىدانست و كتاب : مثنوى ، تصنيف كرده بوده ، محتوى بر واقعات فوت خاقان جنّتمكان ، عبد اللّه خان و آمدن ولد او عبد المؤمن خان و كشته شدن وى و مستولى شدن توكّل خان بر ممالك سمرقند و ميانكال كه از غرايب روزگار بوده و اين غزل از گفتار لطيف اوست : غزل : تا كُميت شوق من سوى تو مقدم مىزند * طعنه بر قلب سپاه لشكر غم مىزند طوطى شكّرفشان نطق مىگردد خموش * مرغ جان تا از لب شيرين او دم مىزند در سواد كاكل مشكين او باد صبا * بوى سودا بر دماغ اهل عالم مىزند كرده از هرگوشه پيدا فتنهها اى « خرّمى » * اين پرى گاهى كه چشم خويش بر هم مىزند